X
تبلیغات
رایتل
دوشنبه 17 بهمن‌ماه سال 1390

اندوه زن بودن

به زنجیرهایم خیره شده ای

و باور نمیکنی گاهی

من از تو آزادترم

وقتی که می توانم گریه کنم

اما، مرد گریه نمی کند.

اندوهِ بی تاریخ و نامکتوبِ تو

به بیکاریِ پنهان می ماند.

بچه های غول آسایی که دلشان

 لک می زند برای گریستن،

اما، محکوم چترِ سایه و به تنه ی تناور خویشند.

و من از پیچکی بیزارم.

خواهران من!

چه از جانِ درخت می خواهید؟

آفتاب، مال همه است.


«اندوه زن بودن» خاطره حجازی