X
تبلیغات
رایتل
جمعه 1 آذر‌ماه سال 1392

از آمدن و رفتن ما سودی کو*

روزها از پس هم می گذرند و من هر روز به این می اندیشم که آیا در مسیر درستی گام برداشته ام؟ هر روز داشته ها و نداشته هایم را مرور میکنم اما پیش از اینکه شمارش را شروع کنم استواری گام ها و ارزش داشته هایم را مرور می کنم که خیلی در قالب اعداد نمی گنجند و معیاری دیگر باید.

روزها از پس هم گذشتند و حالا دیگر سه سالی می شود که بخشی از این مسیر را در کنار همراهانی پیمودم  که همراهیشان دلگرمم می کرد به محکم تر بودن. همیشه پیام هایتان مرا مطمئن می کرد به مسیری که پیش گرفته ام و مهرتان در خستگی ها و نا امیدی ها دلم را قرص می کرد. خستگی از ناملایمات، از دیدن نگاه ها و خواندن پیام های افرادی که برنمی تابند زیبایی را که فارغ از جنسیت، از آدمیت به دور هستند. کم شمار هم نبودند اما حرمت حضورتان ناگزیر مرا از انتشار بازمی داشت.

دلم قرص است به همین امیدی که جوانه زده در دل هایمان برای دیدن دنیایی بدون تبعیض، عاری از ناپاکی، و نیک می دانم اگر من و توهمراه شویم دیری نیست که نور می تابد و روشن خواهد کرد تمام دل ها را، دنیا هارا. باشد که ما، پابه پای هم، شانه به شانه پیش رویم به سوی تعالی و در کنار هم برتر باشیم و ببالیم به اشرف مخلوقات بودن.

سپاس مهر ایزد را که ناممکن را ممکن می سازد ، از او می خواهم یاری ام کند تا من هم سهمی داشته باشم برای تولد زیبایی در برابری؛ هرچند ناچیز...


*خیام